تبليغاتX
عطر ریخته - محمد رضا کلاورزانی مقدم و کلیه همسر و سه بچه و بیکاری و چند نقطه ی نامفهوم دیگر و تهران
یادداشت های روزانه ي رضا مهدوي هزاوه



"تنها يک روز بعد از آنکه برخي مقامات بر زنده بودن شخصي که خود را مقابل مجلس به آتش کشيده بود، تاکيد کردند برخي اخبار حاکي از آن است که اين فرد که به گفته مراجع قضايي معتاد نيز نبوده است، فوت کرده و مراسم ختم او نيز روز گذشته برگزار شد.به گزارش ياري مراسم ختم مرحوم محمدرضا کلاورزاني مقدم روز گذشته در مسجدي واقع در چهارراه سيروس تهران برگزار شد.گفته مي شود مرحوم کلاورزاني سه فرزند داشت که بهزيستي استان تهران سرپرستي دو فرزند وي را بر عهده داشته و چندي قبل به دليل مشکلات مالي مجبور شده بود تا کليه همسرش را نيز بفروشد اما پيش از خودسوزي، همسرش ديگر با او زندگي نمي کرد.مرحوم کلاورزاني مقدم در نامه يي که از خود باقي گذاشته است، دليل خودسوزي را بيکاري و فقر عنوان کرده بود.در عين حال محمد دهقان نماينده مشهد با انتقاد از رويکرد رئيس مجلس و رئيس کميسيون امنيت ملي در مواجهه با اين حادثه گفت؛ «نبايد رئيس مجلس از پشت تريبون حيثيت افراد را اين گونه زير سوال ببرد و نبايد حيثيت کسي را که به مجلس پناه آورده و ما براي او کاري نکرده ايم يا شايد هم نتوانسته ايم کاري انجام دهيم، زير سوال ببريم.»در همين حال يک جانباز شيميايي ديگر نيز در بنياد شهيد خودسوزي کرد.حجت الله فرزاد جانباز شيميايي و از اهالي خرم آباد است که در بنياد شهيد و امور ايثارگران خرم آباد داراي پرونده جانبازي و ايثارگري بوده است.به گزارش عصر ايران، ريه ها و کليه هاي اين جانباز که بر اثر عوارض شيميايي دچار آسيب بود، در اين خودسوزي از کار افتاد و در نهايت به دليل شدت سوختگي درگذشت.در همين حال يک مسوول در بنياد شهيد با تاکيد موکد بر جانباز بودن مرحوم فرزاد يادآور شد؛ قبل از هرگونه واکنشي به اين خبر اعلام مي کنيم که آن مرحوم سابقه اعتياد به هيچ نوع مواد مخدري نداشته است،"
 
 
 
 
دخترک بادبادک هایش را هی به هوا می فرستد و باد با شرمندگی پس می دهد و کوه در این میانه هیچ کاره است و چهار راه سیروس هیچکاره است و لبو فروش سر بازار بزرگ الان در مادرید اندلس خوانی می کند و بادبادک هی می چرخد و هی بلعیده می شود نه توسط آسمان که ابر ها گرسنه اند و هواپیماها  تشنه اند و میهماندار دیگر شکلات ندارد و در چهار راه سیروس ، بوس یک بابا به فرزندش دیگر رد و بدل نمی شود. آن چیز که پیکر مرد را پوشاند  هاکوپیان نبود ،  چهار لیتر بنزین چهار صد تومانی بود .  
نوشته شده توسط رضا مهدوی هزاوه در ساعت 2:36 | لینک