تبليغاتX
عطر ریخته - مهدی شالی بیگ...
یادداشت های روزانه ي رضا مهدوي هزاوه

   به یاد مهدی شالی بیگ بازیگر قدیمی تئاتر اراک که داستان تلخی داشت...و عاقبت در دل خاک های گرم به خواب رفت ، دوست دارم نه یک دقیقه که سالها سکوت کنم...یادش بخیر...یادش بخیر و یکباره چقدر دلم برایش تنگ شده و چشمانم گریست و یک بار دیگر خداوند به ما فهماند دنیا کاروان سرائی بیش نیست...

روزگار خوبی بود آن وقتهای قدیم که با او بودیم ...

آن کرمانشاه و نمایش مشعل ها بر فراز تاریخ ...

آن مینی بوس و تصنیف خوانی های او ...

آن اسپه شینه و سالن کتابخانه ی عمومی اراک...

آن تهران و تالار مولوی ...

آن شب بیداری در طبقه ی چهار تالار وحدت تهران...

آن پیاده روی هایش در میدان اطلسی شهر صنعتی اراک...

و...گریه کمترین کار است...

نوشته شده توسط رضا مهدوی هزاوه در ساعت 16:3 | لینک